
Shallam
Man Ye 4 Rooz Nistam Laftam MosafelaTtTt
Bye Bye Bye DoOstane Azizam
+
نوشته شده در دوشنبه 1387/05/28ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط HISA
|

سلام به دوستان عزیزم ممنونم از اینکه با نظراتتون من رو خوشحال میکنین
تولد امام زمان (عج) رو به همتون تبریک می گویم
+
نوشته شده در شنبه 1387/05/26ساعت 11:39 قبل از ظهر توسط HISA
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1387/05/20ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط HISA
|
"اين بسته را که باز می کنی مواظب باش"
خدايا! می توان با يک زيرانداز ساده زير سقف آسمان خوابيد و دغدغه نداشت
می توان شب به شب با نان خالی عشق ساخت و غمی به دل راه نداد
می توان لبخند ها راغنيمت شمرد و فقط در خلوت اشک ريخت
می توان بی هيچ غصه ای نفس کشيد و دلشوره ای نداشت و از اندوه و رنج، آه کشيد
خدايا! سوزش سرما هم بی معنا می شود اگر وجود آدم را از عشق و صفا گرم کنی
می توان ياسی چيد و می توان آن را به ديگران هديه داد و دل ها را با کينه غريبه ساخت و بذر مهربانی پاشيد
می توان..... اگر تو بخواهی ، اگر تو کمک کنی
خدايا
! ناله هايم را بشنو و به خاطر بسپار. بشنو و به من بگو که پنجره های
زندگی از کدامين سو به روی من گشوده شد که من در طول عمر کوتاه من،هرگز
طلوع و غروب خورشيد را نديدم
خدايا! بسته دلی براِت می فرستم. وقتی آن را باز می کنی مواظب باش
چون قلب من شکستنی است
+
نوشته شده در شنبه 1387/05/12ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط HISA
|

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !
تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!
تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛
هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !
براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد
و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد
تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!
متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم
از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم
عید مبعث را به همه ی دوستان عزیزم تبریک می گویم
+
نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/09ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط HISA
|

پيش از اينکه ترکش کني
پيش از آخرين وداع .. يا آخرين نگاه
درنگ کن
لحظه اي کوتاه درنگ کن...
و در چشمهايش دوباره نگاه کن
چه مي بيني؟
هان ... چه مي بيني؟؟؟
+
نوشته شده در یکشنبه 1387/05/06ساعت 10:46 قبل از ظهر توسط HISA
|

انتظار نداشتم تا هميشه هم سلولی من بمونی ...
انتظار نداشتم چون محكوم به حبس ابد بودم ، تو هم فكر فرار رو از سرت بيرون كنی !
انتظار نداشتم شريک غم هام بشی و شاديهای كوچیكت رو به من تعارف كنی ...
انتظار نداشتم وقتی از پشت ميله ها، آزادی رو نگاه می كنی، منو هم تو روياهات بـبـيـنـی ...
انتظار نداشتم وقتی يواشكی كليدها رو از جيب نگهبان برداشتی، منو محرم بدونی !
حتی انتظار نداشتم وقتی تو اعماق شب از سلول خارج شدی، كليدها رو با خودت نبری ... !
فقط انتظار داشتم به حرمت :
تموم خاطرات مشترکمــون
تموم يادگاريهامون رو ديوار
تموم خط های شمارش روزهای شب زدمون رو ديوار تموم دوستت دارم های رو ديوار
تموم قلب های تيرخورده رو ديوار
آروم صدام می كردی و می گفتی :
خداحافظ رفیق ...
+
نوشته شده در دوشنبه 1387/04/31ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط HISA
|
تنهايي
من پاکترين و باوفاترين ياري است که در تمام زندگي پيدا کرده ام. تنهايي
من با شادي هاي من شاد مي شود و با غم هاي من غمگين. تنهايي من هيچ وقت
مرا تنها نگذاشته است. من هرگز تنها نبوده ام چون هميشه تنهايي من در کنار
من بوده است. در فرهنگ تنهايي من خيانت جايي ندارد. تنهايي من به آساني به
دست نيامده است. تنهايي من از انتهاي يک کوچه مه گرفته و غمگين با ناز و
کرشمه به سمت من تنها آمده است. تنهايي من با تمام چيزهايي که درخود دارد
مرا تنها نميگذارد.در تن من
اما لا به لاي اين حال و هوايي که ماندن و نفس کشيدن را معنا مي کند گاه
دلم براي رفتن تنگ مي شود.امروز دلتنگ خاطراتي شده ام که پشت سر جا مانده
اند و بي تاب آرزوهايي که از روبرو مي گريزند…. شايد آخر دنيا آخر آرزوها
باشد و همه آرزوها رنگ تحقق بگيرند و شايد تا همين چند ثانيه ديگر آخر
دنيا شود.
+
نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/27ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط HISA
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1387/04/24ساعت 3:49 بعد از ظهر توسط HISA
|
هیچکی نمیتونه بفهمه که دلم ازچی گرفته
هیچکی نمیتونه بفهمه که صدام ازچی گرفته
هیچکی نمیمونه تابامن توی راهم همسفرشه
اخه میترسه که با من. با دل من در به در شه
هیچکی نمیدونه که چشمام چرا همیشه خیسه خیسه
چرا هیچکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمینویسه
هیچکی نمیدونه که قلبم تا حالا چند دفعه شکسته
هیچکی نمیدونه سر راه اون تا حالا چند دفعه نشسته
اخه تو کلبه سوت و کور و تاریک قلبم خورشید که جا نمیشه
میدونم اگه تا لحظه مرگم بگردم دنبالش پیدانمیشه

عشق من برای همیشه خداحافظ


salllam in webloge jadide man hast
www.emo-girl15.blogfa.com
+
نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/20ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط HISA
|
فکرشوکن يه شب باهم يه گوشه اي تنها باشيم
با چارتا ديوار و يه سقف جدا ازاين دنيا باشيم
من باشم وتوباشي و يه جفت دلهاي بي قرار
فرصت خوب انتقام ازلحظه هاي انتظار
فکرشوکن عروسکم به اون شب پرالتهاب
چشماتوروي هم بذار امشب به ياد من بخواب
فکرشوکن دستاي من روقلب توجون بگيره
دل,دل بي قرارتوتوسينه آروم بگيره
نه ساعتي باشه که شب سربره وتموم بشه
نه هيچ کسي سربرسه ثانيه اي حروم بشه
هرگزنديدم به گلي لبخند زيباي تو را
هرگز نمي گيرد کسي در قلب من جاي تو را
+
نوشته شده در یکشنبه 1387/04/16ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط HISA
|
ترکم مکن ای عشق من بی همزبانم
تنها تو یی ای نازنین آرام جانم
اینجا کسی در سینه اش رویا ندارد
دل را سپردن تا ابد معنا ندارد
سر در گریبانم کسی هم درد من نیست
از عشق جز آلودگی چیزی ندیدم
از فصل های دوستی من دل بریدم
این زندگی دیگر سرو سامان ندارد
دیگر به عشق من کسی ایمان ندارد
دیگر نمی داند که را باید صدا زد
این قلب را تا کی به طوفان بلا زد
من باغبان فصل های انتظارم
تو خوب می دانی من اینجا بی قرارم

+
نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/13ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط HISA
|
آی آدما گوش بکنید وصیت من
آی شمایی که میگیرید رو دوشتون جنازه ی من
دستای منو از توی تابوت بیرون بذارید
تا که بدونن هیچی از این دنیا نبردم خالین این دستای من
تورو خدا موهای منو شونه نکشید
تا که بدونن دست نوازش نکشیدن رو سر من
اگه کسی سراغمو ازتون گرفت
تورو خدا نذارید بره آخه اونه خاطره من
بگید چشاش به در بود نیومدی سراغش
بگید به یاد تو بود نیومدی سراغش
بگید که تک پرت بود نیومدی سراغش
بگید که عاشقت مرد دیگه نیا سراغش ...
+
نوشته شده در یکشنبه 1387/04/09ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط HISA
|
تقلب ممنوع
فقط جون مادرتون خط به خط بريد جلو وگرنه خودتون ضرر مي كنيد از ما گفتن بود
هيچ كلكي در كارنيست! اين بازي بطرز شگفت آوري دقيق خواهد بود! البته بشرطي كه تقلب نكنيد!
فقط
به دستور العمل عمل نمايد و تقلب نكنيد، در غير اينصورت نتيجه درست از آب
در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهيد كرد كه ايكاش تقلب نمي كرديد!
اين حدوداً 3 دقيقه زمان خواهد برد تا شما را ديوانه كند!!
كسي كه اين پيام را ارسال كرده گفت كه آرزويش ظرف 10 دقيقه به حقيقت پيوست!!!
اين بازي نتيجه خنده دار و در عين حال شگفت انگيزي خواهد داشت!
پيام را يكجا تا پايا ن نخوانيد بلكه مرحله به مرحله پيش برويد و عين دستورالعمل انجام دهيد!
نكته:
زماني كه ميخواهيد اسامي را بنويسيد اطمينان حاصل كنيد كه اشخاصي هستند كه
شما آنها را مي شناسيد (تبصره از خودم: يعني اسم الكي يا بيخودي
ننويسيد!!!)
مهم: همچنين بياد داشته باشيد كه بهنگام نوشتن اسامي و عمل
كردن به دستورالعمل از احساس و غريزه خود استفاده كنيد و بيخودي و بيش از
حد فكر نكنيد بلكه آنچه كه در آن لحظه به ذهنتان مي آيد را بنويسيد!
با
زهم بايد گفته شود كه به آرامي و مرحله به مرحله به انتهاي متن برويد در
غير اينصورت نتيجه درست نخواهد بود و آنرا ضايع خواهيد كرد!
(باز هم تبصره از خودم: اين رو بخاطر اين چندين بار تكرار كرده كه آدمهاي فضول ببخشيد كنجكاو خودشونو كنترل كنن!!!)
خوب حالا يك قلم و يك برگ كاغذ آماده كنيد.
1- اول از هر چيز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستوني يا رديفي (زير هم) بر روي كاغذ بنويسيد.
2- سپس در جلوي رديف (ستون) 1 و 2 هر عددي را كه مايليد بنويسيد.
3- حال در جلوي رديف 3 و رديف 7 نام شخصي را از جنس مخالف بنويسيد.
== قرار نشد به پايين نگاه كنيد! تقلب ممنوع !!=
4- نام اشخاصي را كه مي شناسيد (چه دوست يا اعضاي خانواده يا فاميل) در جلوي رديفهاي 4، 5 و 6 بنويسيد.
5- در رديفهاي 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنيوسيد (در جلوي هر رديف نام يك ترانه)
6- اكنون نهايتا ميتوانيد يك آرزو كنيد!!
و حالا كليد رمز گشايي اين بازي:
1- عددي را كه در رديف 2 نوشته ايد مشخص كننده تعداد اشخاصي است كه شما بايد در باره اين بازي به آنها بگوييد!
2- شخصي كه نامش در رديف 3 قيد شده كسي است كه شما عاشقش هستيد!!!
3- شخصي كه نامش در رديف 7 قيد شده كسي است كه شما دوستش داريد ولي با هم نمي سازيد (يا به تعبير ديگر عاقبت خوشي نخواهد داشت!)!!!
4- شخص شماره 4 كسي است كه شما بيش از همه به او اهميت ميدهيد!
5- شخص شماره 5 كسي است كه شما را بسيار خوب مي شناسد.
6- شخصي كه نامش در رديف 6 قيد شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسي) شماست!
7- آهنگ قيد شده در رديف 8 با شخص شماره 3 تطبيق مي كند (مرتبط است)!!!
8- آهنگ شماره 9 آهنگي براي شخص شماره 7 است!
9- آهنگ شماره 10 آهنگي است كه بيش از همه افكار شما را بازگو مي كند!
10- و بالاخره شماره 11 آهنگي است كه مي گويد شما در باره زندگي چه احساسي داريد!!!!
واقعا شگفت آور است! نه؟! ولي بنظر مي آيد كه درست باشه!
=== خوب چطور بود؟ كف كرديد.. نــــه؟ ===
اين پيام را براي 10 نفر در خلال همان ساعتي كه آنرا ميخوانيد ارسال كنيد.
اگر اين كار را انجام دهيد، آرزويتان برآورده خواهد شد!
+
نوشته شده در جمعه 1387/04/07ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط HISA
|
تو اي مادر که يک عمره دلت با غصه دم سازه
صبوري هاي تو مادر منو به گريه ميندازه
مثل يک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم
از اون لالاييات مادر بخون بازم توي گوشم
براي سرنوشت من تو دلواپس ترين بودي
براي اشکهاي من هميشه آستين بودي
تو اي هميشه غم خوارم تو اي مطرح ترين يارم
به نام نامي مادر هميشه دوستت دارم
سلام دوستان درسته که برای گفتن تبریک روز مادر دیر شده اما برای من هر روز روز مادر هست
مادر عزیزم روزت مبارک

وبلاگ من در نظر سنجیه ماهانه نایت اسکین شرکت کرده من می تونم از شما خواهش کنم که به اون نظر سنجی برید و به وبلاگ من رای بدین با این کارتون می توانید به من بفمهونید که چقدر دوستای خوب دارم و می خواهند که منو از تنهایی دربیارند .
برای رفتن به اون نظر سنجی کافیه که قسمت پایین پست وب سایت من رو کلیک کنید چون من ادرس اون رو براتون گذاشتم
اسم وبم هست END OF LOVE
www.hisa.blogfa.com
همه تون رو دوست دارم حتی اگه بهم رای ندین
www.night-skin.com/topblog
+
نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/05ساعت 12:7 بعد از ظهر توسط HISA
|
چقدر سخته ......
چقدر سخته سالها يكي رو دوست داشته باشي و بعدِ از يه مدت كلنجار رفتن با خودت ، با خودت عهد ببندي كه اين دفعه بهش بگي
بعد كه بهش گفتي ........
بعد كه بهش گفتي ، بفهمي كه اون يكي ديگه رو دوست داره
خيلي سخته ...... خيلي ......
وقتي بفهمي اون هيچ احساسي نسبت به تو نداشته ........
حتي در موردت فكر هم نكرده ......
و تو چه عاشقونه شب ها رو پشت سر گذاشتي ......
چشم هاي اشك آلودت رو از شدت اشك نمي تونستي ببندي ولي باز هم ......
باز هم ياد اون به ذهنت مي اومد و با يه لبخند كوچيك تموم خاطراتش رو به يادت مي آوُرد ......
+
نوشته شده در یکشنبه 1387/04/02ساعت 3:29 بعد از ظهر توسط HISA
|

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش
براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم
سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا
به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه
تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،
زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم
جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي
آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با
گونه هاي خیس از دلتنگی ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس
كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...
مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم
+
نوشته شده در جمعه 1387/03/31ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط HISA
|
زيبايي عشق به سكوته نه فرياد
زيبايي عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ريختن
عشق خيالي ست كه اگه به واقعيت برسه
ديگه طعم شيرينشو از دست مي ده
عشق يه كويره كه عاشق تشنه با
روياي سراب معشوق قدم به جلو ميذاره
عشق راه ناهمواريه كه وقتي ازش گذشتي و تمام سختیها رو
پشت سر گذاشتي ميرسي به جايي كه اصلا تصور نميكردي
آخرش اين باشه مثل كسي كه از كوهي بالا ميره به اميد اينكه
ببينه پشت اون كوه چيه؟ لذتش فقط اميد و روياي رسيدن به اون
بالاست وقتي رسيدي مي بيني هيچي پشت كوه نبوده و
نيست نااميد و خسته ميشيني به اين همه راهي كه اومدي
فكر ميكني. البته اگه بين راه سقوط نكني
عشق سخن گفتن با نگاهه
عشق اميد به رسيدن و ترس از نرسيدنه
عشق تكرار افرينش
+
نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/30ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط HISA
|

این دسته گل زیبا را تقدیم می کنم به همه ی کسانی که از وبلاگه من دیدن می کنند
I LOVE YOU
+
نوشته شده در یکشنبه 1387/03/26ساعت 9:49 بعد از ظهر توسط HISA
|

با تمام وجودم این دسته گل را تقدیمت می کنم
باز هم باید این واژه تکراری را بگویم: دوست دارم
+
نوشته شده در شنبه 1387/03/25ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط HISA
|
حيفه اشكايي كه دم سحر واسه دوريت ميريختم
حيفه روزايي كه هر ساعتشو با خيال تو سر ميكردم
حيفه غروري كه به خاطر داشتنت شيكستم
حيفه قلبم كه فقط به خاطر وجود تو ميتپيد
حيفه حرفاي عاشقونه اي كه با دل و جون بهت ميزدم
حيفه اين عشق كه سالهاس تو دلم داره ميجوشه
حيفه اين دل ساده و يتيمم كه با يه نگاه گير تو افتاد
حيفه اين زندگي كه بدون تو تيره و تاره
حيف این دل که نمیتونه فراموشت کنه
حیف
+
نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/23ساعت 8:8 بعد از ظهر توسط HISA
|
درکوچه پس کوچه های غمگین ترین خاطره ی آن روزهای غریبی ام پرسه زنان نام شقایقی رازمزمه می کنم که بی هیچ اجازتی به باغ رویایم مستانه وارام می رویدواشکی که آرام به جشن حضورم می لغزدوگرم اشتیاق وبوسه ام میسازدوستاره ای که بی ادعا وچشمک زن مرا به خویش می خواند.امشب تمام آسمان را بدون لحظه ای حتی درنگ درخواب خواهم دیدوتعبیرش رامیدانم که هیچ کس برایم بازنخواهدگفت تا بدانم که من هم دریک روز پاییزی وزیرسایه غریب ترین مجنون دنیا خواهم مرد....

+
نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت 4:13 بعد از ظهر توسط HISA
|

مهسا
سلام امیدوارم سرت به سنگ خورده باشه ولی به هر حال خوشحال می شم بدونم دارم با کدوم آدم بی شخصیتی مبارزه میکنم با شما هستم ساکت و....... حداقل ایمیلتون رو بذارین تا حالتون رو بگیرم
+
نوشته شده در سه شنبه 1387/03/21ساعت 4:8 بعد از ظهر توسط HISA
|
در گذر... ثانیه ها تنهایم
و در این لحظه و این حادثه ها تنهایم
صاعقه می شکند قامت تنهای مرا
و در این معبد سنگی به خدا تنهایم
سیل بارانی غم چشم مرا خواهد شست
چه کنم با همه ی خاطره ها... تنهایم
و تو در بی خبری های دلت خواهی رفت
پشت درد همه ی فاصله ها تنهایم
و تو امشب به نبودن چه شباهت داری
و من امشب ته این قافیه ها تنهایم.......

سلام دوستان عزيز ببخشيد اگر نتونستم جواب نظرات همتونو بدم آخه رفته بودم تفرش كلي بهم خوش گذشت جاي همتون خالي بود سعي مي كنم زود به زود آپ كنم
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش چیزی جز سلام نتونی بهش بگی!؟!؟!؟!؟!؟!
+
نوشته شده در یکشنبه 1387/03/19ساعت 4:41 بعد از ظهر توسط HISA
|

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه
ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم
تا
اينكه يك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب
داشت..از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني كه من هيچوقت
نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني..ولي اين بود اون
حرفات..حتي براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام
گريست و ديگر چيزي نفهميد...
چشمانش را باز كرد..دكتر بالاي سرش
بود.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با
موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت كنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش كرد و درون آن چنين نوشته شده بود:
سلام
عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت
نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت
بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز
باشه.(عاشقتم تا بينهايت)
دختر نميتوانست باور كند..اون اين كارو كرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره هاي اشك روي صورتش جاري شد..و به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نكردم...
تعداد نظرات یک وبلاگ مساوی با هویت اون وبلاگه با این وجود احساس می کنم وبلاگم بی هویت ترین وبلاگ هست
+
نوشته شده در یکشنبه 1387/03/12ساعت 3:13 بعد از ظهر توسط HISA
|
فکر می کردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دوردور رفته ای
اما دور شده بودی تاپا به پا شدنت را نبینم و
اشک های خداحافظی را و تو ای کاش مرا می فهمیدی
حالا که می روی قرارمان هیچ ولی بگو به چه بهانه ای مرا تنها گذاشتی و
((رفتی))

دوستان گلم سلام بهتون پیشنهاد می کنم این وبلاگو ببینین
www.mch2.blogfa.com
+
نوشته شده در جمعه 1387/03/10ساعت 10:33 بعد از ظهر توسط HISA
|